"... اگر ایمان نباشد، زندگی تکیه‌گاه‌اش چه باشد؟ 
اگر عشق نباشد، زندگی را چه آتشی گرم کند؟ 
اگر نیایش نباشد، زندگی را به چه کارِ شایسته‌ای صَرف توان کرد؟ 
اگر انتظار مسیحی، امام قائمی، و موعودی در دل نباشد، ماندن برای چیست؟ 
اگر میعادی نباشد، رفتن چرا؟ 
اگر دیداری نباشد، دیدن چه سود؟ 
و اگر بهشت نباشد، صبر و تحمل زندگی دوزخ چرا؟ 
اگر ساحل آن رود مقدس نباشد، بردباری در عطش از بهر چه؟ 
و من در شگفتم که آنها که می‌خواهند معبود را از هستی برگیرند، 
چگونه از انسان انتظار دارند تا در خلأ دم زند؟...

منبع: دکتر علی شریعتی